مرتضى راوندى

59

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در تاريكترين دوره‌هاى سده‌هاى ميانه ، كه دستگاه تفتيش عقايد كليسا ، مردم بيگناه را به بهانهء دين زجر مىداد ، و در سراسر دوره‌يى كه ماجراجويان عيسوى به بهانهء جنگهاى صليبى ، دست تجاوز و خشونت به مال و جان يهوديان اروپا دراز كرده بودند ، جز قتل عام سن بارتلمى هرگز سراغ نداريم كه چهل هزار تن را به جرم پيروى از عقايد مذهبى ويژه‌اى به هلاكت رسانيده باشند . بدبختانه مورّخان خودى به علل سياسى ، يا ابدا اشاره‌يى به اين قتل عام نكرده‌اند و يا آن را ناچيز شمرده‌اند ؛ معتبرترين سند بيگانه در اين مورد ، نوشته‌هاى سفير ونيزى « نيكولو روشتينيانى » است كه در هفتم اكتبر سال 1514 ميلادى ، به چشم خويش شاهد پاره‌يى از اين صحنه‌هاى خونين بوده است . . . اين قتل عام وحشتناك نخستين آژيرى بود كه سلطان سليم اوّل در آغاز سلطنتش به شاه اسمعيل داد . سلطان سليم از نظر ويژگيهاى اخلاقى درست نقطهء مقابل پدرش بايزيد دوّم بود ؛ وى بر خلاف پدر ، نشستن ميان « 1 » فلاسفه و بحث با عالمان دين و دانشمندان عهد را ، تلف كردن عمر مىدانست و به سنّت نياى خويش سلطان محمّد فاتح مىخواست اسلام را تا دورترين نقاط خاك اروپا پيش برد . . . نخستين اقدام به نظر سلطان سليم قطع ريشه‌هاى فرعى فسادى بود كه در خاك عثمانى . . . كوچ‌نشينهاى شيعى آناتولى پديدآورده بودند . . . به اشارهء سلطان سليم ، علماى سنّى دربارى در استانبول گرد آمدند و پس از كنكاشى كوتاه فتوى دادند كه آنچه عالمان شيعى مذهب مىگويند كفر است و جهاد با كافران ضرورت دارد و ثواب كشتن يك نفر شيعه به مراتب از ثواب كشتن هفتاد نفر عيسوى بيشتر است . . . به اين ترتيب ، قتل عام اقليّت شيعى نه‌تنها مانعى نداشت بلكه موجه قلمداد شد . سلطان سليم ، در نامه‌يى كه خطاب به عبد الله خان ازبك نوشته است حريف خود را « صوفى بچه‌ئى لئيم ، بدسرشت و خونخوار مىخواند و مدعى است كه مردم بلاد شرق از ستمگريهاى چنين موجود ناپاكى به ستوه آمده‌اند » . در نامه‌اى كه سلطان سليم به شاه اسمعيل نوشته است ، وى را « ضحّاك روزگار ، و داراب گبر ، و افراسياب عهد » مىخواند و در نامهء ديگرى وى را تهديد مىكند كه اگر دست از تعدّى برندارد و روى نياز « به قبلهء اقبال و كتيبهء آمال ما نياورد و راه و رسم اماميان را ترك نگويد ، روزگارش سياه و سر تاجدارش « تاج‌دارى » خواهد شد . . . » « 1 » رواج و تعميم آراى شيعهء امامى و نتايج و آثار سياسى و اجتماعى فراوانى همراه داشت ؛ « با آنكه دوران تساهل تيمورى راه ترويج آراى مذهب شيعهء امامى را در ايران

--> ( 1 ) . تاريخ طاهرى از ص 162 به بعد .